هرات آسمانی
هرات آسمانی
دریای بیکران است
مروارید زمان است
هرات آسمانی
زیبا ودیدنی است
باورنکردنی است
چقدر تو با صفایی
شام هرات زیباست
ارگ هرات زیباست
عیان چوماهتابی
شیندند و سبزوارت
منارای قشنگت
خورشید عالمتابی
ادرسکن زیبایت
انجیل باصفایت
آئینه ی خدایی
ادامه تارنمای پرستوی مهاجر رادر مسافر تنها ببینید
سلام بر دوستان عزیزم
پرستوی مهاجر رادر مسافر تنها نیز می توانید ببینید www.rek.blogfa.com
پرستوهای مهاجر زشهر ما می روند
تقدیم به همه پرستوهای مهاجر آن طرف آبهای دور
پرستوهای مهاجر زشهر ما می روند
اهای پرستوی مهاجر
سفرت به خیراما
تودوستی خدا را
چواز این دیار غربت
به سلامتی گذشتی
به شکوفه ها به باران
برسان سلام ما را
***
اهای پرستوی مهاجر
یادت میاد یه روزی
رفتی کنارپنجره
تشنه بودی آبت دادم
گشنه بودی دونت دادم
به من گفتی یه رازی
بامن می شی هم بازی
***
اهای پرستوی مهاجر
یادت میاد یه روزی
زخمی شدی افتادی
کنار حوض خونه
مامان بزرگ خوبم
زخماتو مرهمش کرد
نازو نوازشت کرد
***
اهای پرستوی مهاجر
دلم گرفته زین جا
میایی بریم یه جایی
یه جای باصفایی
زیردرخت بید
کنارآب جاری
دوساعتی بنشینیم
تشنه بشم آبم بدی
گشنه بشم دونم بدی
من و باخودت ببر
تودنیای پرستوها
***
زمزمه های تنهایی
زمزمه های تنهایی
امشب بیاد روی شما گریه میکنم
مردانه روبروی شما گریه میکنم
از ظلم ظالمان نه به زنجیر گردنم
بربغض در گلوی شما گریه میکنم
زخم گلوی من به فدای زبان سرخ
از زهر در سبوی شما گریه میکنم
آن سوی میله ها که نبودم زخویش بیش
اینجا به پرس وجوی شما گریه میکنم
زندان که نیست تنگ تر از خانه خودم
از ترس آبروی شما گریه میکنم
حالا که ارزشم به خیانت رسیده است
بر پستی ی عدوی شما گریه میکنم
ای بره های ساکت این ملک گرگ خیز
بر حسن خلق وخوی شما گریه میکنم
در بین نا کسان به تمنای کس شدن
دارم به آرزوی شما گریه میکنم
یک مرد رفت و قصه باران دروغ بود
بر قلب گفتگوی شما گریه میکنم
بدرود
… و مزاری اینگونه جاودانه شد (گزیده هایی از سخنان رهبر شهید، استاد عبدالعلی مزاری)
ما سرزمين افغانستان را سرزمين مان مي دانيم. اين خاك را براي آزاديش بيش از يك ميليون شهيد داديم، وجب به وجب از اين ميهن را دفاع مي كنيم و بدين معني نيست كه ما حق نداشته باشيم، ما سرنوشت خود را تعيين نكنيم. اگر بي تفاوت باشيم، اتحاد خود را حفظ نكنيم، مي توانند ما را 300 سال ديگر باز حذف كنند، آنوقت براي «جوالي گري» باشيم!!***********************************************************************************
باز براي برادران عزيز، مجاهدين عزيز، فرماندهان عزيز، شوراهاي ولايت و موسفيدان و مأمورين دواير توصيه مي كنم، تقاضا دارم كه امروز روز وحدت، روز هماهنگي، روز عفو، روز گذشت، روز اين است كه گذشته را ناديده بگيريد، و به كنار هم دست به دست هم داديد كه از يك ميليون شهيدي كه در راه اسلام داديد، نتيجه بگيريد. شهدايي كه براي حكومت اسلامي و عدالت اجتماعي، امنيت و سربلندي مردم افغانستان خون دادند. نه براي قدرت طلبي يك عده رياست طلب.
بوی غربت
بوی غربتبوی غربت میدهم
اما غریبه نیستم
گر چه می دانی که در غریبی زیستم
مثل رودی بستر این خاک طی کرده ام
تا بفهمم عاقبت در جستجوی کیستم
روبروی آینه شب تا سحر غم می خورم
تا بفهمم عاقبت سایه ی گم گشته ی کیستم
اگر چون کبک می خوانم
اگر چون کوه خاموشم
صدای توست در فکرم
خیال توست در ذهنم
شب هجران
هجرانچرا امشب سحرگاهى ندارد
چرا اين دل دگر آهى ندارد
شب هجران چه تاريك است و دلگير
چرا اين آسمان ماهى ندارد
تو گويى رستن از چنگ تو اى غم
به شادى لحظه اى راهى ندارد
چه كس گفته كه روى ماه رويان
وصال دور و جانكاهى ندارد
و يا راه رسيدن تا به معشوق
خس و خاشاك يا چاهى ندارد
منم آنكس كه غرق بحر هجر است
چه كس گفته كه آن ماهى ندارد
نبايد كرد شكوه از غم و درد
جز اين گاهى دلم راهى ندارد
لطیفه
دخترا بهتر نبینن چون حالشون گرفته میشه !؟
خدا آسمون رو آفرید گفت قشنگه
دریا رو آفرید گفت قشنگه
زمین رو آفرید گفت قشنگه
مرد رو آفرید گفت قشنگه
زن رو آفرید گفت اشکال نداره آرایش می کنه قشنگ میشه!؟
آسودگی خاطرمان را به « اگرها » موکول نکنیم
شاید باورتان نشود آرمان تمامی انسانها و هدف نهایی زندگی مطلوب آدمی, آسودگی خاطر است چیزی که به جهت ماشینی شدن زندگی امروزه در پس پرده فراموشی قرار گرفته است.
اگر آدمی قدری با خود خلوت کند و به خواسته وجود خود به دید مهربان نظاره کند به وضوح مشاهده می کنید که وجود وی ارزا و چیزی نمی خواهد به جزء آسودگی خاطر!
اجازه دهید به اندازه چند سال وجودمان را به جلو ببریم و با او صحبت کنیم. من برای روح متلاطم چند سال آینده خود چه کرده ام. چگونه شرایط آسودگی او را فراهم کرده ام؟
آیا در مسیر رسیدن به آسودگی خاطر ابزار کنترل شده ای را به کار گرفته ام. آیا می توانم به این ابزار تکیه کنم؟
ما عادت کرده ایم با اگر هایمان زندگی کنیم اگر بزرگ شدم اگر در کنکور قبول شوم اگر به دانشگاه رفتم اگر فارغ التحصیل شدم اگر ازدواج کردم اگر بچه دار شدم اگر خانه خریدم اگر ماشین خریدم اگر بچه ها بزرگ شدند اگر بازنشسته شدم …. همه ما اگرهای خیلی زیادی را می شناسیم که روزانه به کار می بریم اگرها بهانه های آشنایی هستند که در متن زندگی ما بروز می کنند بهانه هایی که دست هم می دهند تا شاد زندگی کردن و احساس خوشبخت بودن را به تاخیر بیندازیم غافل از اینکه زندگی ما در میان همین اگرها اتفاق می افتد هیچ وقت برای شاد زیستن و شاد بودن بهتر از همین لحظه نیست درست همان لحظه هایی که برای تحقق اگرهایمان نقشه می کشیم و در خستگی این زندگی غرق می شویم بچه هایمان بزرگ می شوند خودمان پیر می شویم دوستانمان فراموش می شوند و…..
به اگرهایمان هر روز افزوده می شود وقتی یکی از اگرهایمان تحقق پیدا می کند اگرهای متعدد و متنوع دیگری تجلی پیدا می کنند اگر منتظر تحقق اگرها بمانیم لذت شاد زندگی کردن فراموشمان می شود زندگی بدون اگرها امکان پذیر نیست. مهم این است که با دست خودمان بهانه ایجاد نکنیم تا شادیهایمان به فردا موکول شود وقتی که نوبت فردا شد بهانه های تازه پیدا شده تا خشنودی و شاد بودنمان را به روز بعد و روزهای بعدش موکول کند بسیاری از ما منتظریم تا اگرهایمان به پایان برسد و موانع یکی پس از دیگری از بین برود غافل از اینکه اگرها و موانع همان زندگی است شادی و خوشبختی در مقصد اتفاق نمی افتد بلکه بیشتر در مسیر راه اتفاق می افتد شادی یافتنی نیست بلکه ساختنی است باید هواسمان باشد که کلید شادمانی خود را در جیب اگرها قرار ندهیم خوشبختی یک نوع احساس است که می تواند در همه حال اتفاق بیفتد یکی از رمزهای شاد بودن شاد کردن دیگران است منتظر مرگ عزیزی نباشید که بعد از فوتش تاج گلی را به مزارش ببرید در زمان حیاتش یک شاخه گلی را تقدیمش کنید کسی را که دوست دارید بعد از مرگش ابراز محبت نکنید اگر در زمان حیاتش لبخند کوچکی قطره اشکی نثارش کنید لازم نیست بعد از مرگش سیل اشک راه بیندازید ختنم بار بار آنجلس در کتاب لحظه های ناب زندگی جمله جالبی به شرح زیر بیان می کند اول دلم لک زده بود که بتوانم دبیرستان را تمام کنم و به دانشگاه بروم بعد داشتن لحظه ها را می شمردم که دانشگاه را تمام کنم و سرکار بروم و بعد دلم لک زده بود که ازدواج کنم و بچه دار شوم بعد آرزو داشتم که بازنشسته شوم و حالا دارم می میرم که یک دفعه متوجه شدم اصلا” یادم رفته بود زندگی کنم شاد بودن و احساس خوشبختی را به اگرهایم مربوط نکنیم زیرا اگرها پایان ناپذیرند و بیاد داشته باشیم زندگی یک سفر است و هدف نیست. شاید باورش برایمان قدری مشکل باشد امروز فردا نیست که دیروز منتظرش بودیم . آیا باز هم باید منتظر فردا باشیم آیا ممکن است روزی دیگر فردایی نباشد برای استفاده از لحظه لحظه زندگی می بایست نهایت هدف انسان که همانا آسودگی خاطر و بدون دغدغه زیستن است می بایست همواره مد نظر آدمی باشد هر گاه امتداد نگاهمان همواره به سوی نهایت باشد با احتمال کمتری آنرا فراموش می کنیم.
خودتان قالب بسازید
نوشته های پیشین
| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
|---|---|---|---|---|---|---|
| « Aug | ||||||
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
| 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
| 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
| 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
| 27 | 28 | 29 | 30 | 31 | ||


